السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

13

تفسير الميزان ( فارسي )

نگيرند ، اينك در آيه مورد بحث به حال كسانى اشاره مىكند كه به غير از خدا اوليايى براى خود درست كردند ، و آنها را در ربوبيت و الوهيت شركاى خدا پنداشتند ، آن گاه مىفرمايد : خدا از آنچه اين طايفه مىكنند غافل نيست ، و اعمالشان عليه خود آنان محفوظ مىماند ، تا به زودى بر آن اعمال مؤاخذه شوند ، و در اين بين رسول خدا ( ص ) هيچ مسئوليتى ندارد ، چون به جز ابلاغ رسالت وظيفه اى ندارد ، نه وكيل مردم است نه از اعمال آنان بازخواست مىشود . پس اينكه فرمود * ( « اللَّه حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ » ) * معنايش اين است كه شرك آنان را عليه آنان حفظ مىكند ، و همچنين گناهان و اعمال فاسدى مترتب بر شرك ايشان است . * ( « وَما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ » ) * - يعنى اعمال مردم به تو واگذار نشده تا تو آن را برايشان اصلاح كنى ، و به اين منظور به سوى دين حق هدايتشان كنى . اين آيه شريفه لحنش لحن تسليت دادن به رسول خدا ( ص ) است . بحث روايتى در الدر المنثور است كه ابن اسحاق و بخارى در تاريخ خود ، و ابن جرير به سندى ضعيف از ابن عباس ، از جابر بن عبد اللَّه ابن رباب روايت كرده‌اند كه گفت : روزى ابو ياسر بن اخطب با جمعى از مردان يهود به رسول خدا ( ص ) عبور مىكردند ، در حالى كه آن جناب اول سوره بقره را مىخواند كه مىفرمايد : « الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيه » . از بين آن جمع برادر ابو ياسر ، حى بن اخطب به آن جمع ملحق شد ، و گفت : هيچ مىدانيد ؟ به خدا سوگند من از محمد شنيدم كه از جمله آنچه به وى وحى شده اين را مىخواند : « الم ذلِكَ الْكِتابُ » پرسيدند راستى تو خودت شنيدى ؟ گفت : آرى . پس يهوديان نزد رسول خدا ( ص ) شدند و گفتند : اى محمد يادت نيست كه در ضمن آنچه به تو وحى شده مىخواندى : « الم ذلِكَ الْكِتابُ » ؟ فرمود : بلى درست است . گفتند : آيا جبرئيل اين را از ناحيه خدا برايت آورده ؟ فرمود : آرى . گفتند : با اينكه خداوند قبل از تو هم انبيايى فرستاده ، و ما سراغ نداريم كه هيچ پيغمبرى مدت سرورى و مقدار عمر امتش را دانسته باشد غير از تو كه در اين كلام خود از آن خبر مىدهى ؟ در همين بين حى بن أخطب به عده اى كه همراهش بودند گفت : « الف » يك ، و « لام » سى ، و « ميم » چهل ، جمعا مىشود هفتاد و يك ، و آيا شما مىخواهيد به دين پيغمبرى درآييد كه